سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
228
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
خانهاش به او هجوم بياور ، و اگر مانع شد خانه را بر سرشان به آتش بكشيد » ! قنفذ ملعون آمد و با اصحابش بدون اجازه به خانه هجوم آوردند . على عليه السّلام سراغ شمشيرش رفت ، ولى آنان زودتر به طرف شمشير آن حضرت رفتند ، و با عدّهء زيادشان بر سر او ريختند . عدّهاى شمشيرها را بدست گرفتند و بر آن حضرت حملهور شدند و او را گرفتند و بر گردن او طنابى انداختند « 24 » ! ! مجروح شدن حضرت زهرا عليها السّلام بدست قنفذ ( 1 ) حضرت زهرا عليها السّلام جلو در خانه ، بين مردم و امير المؤمنين عليه السّلام مانع شد . قنفذ ملعون با تازيانه به آن حضرت زد ، بطورى كه وقتى حضرت از دنيا مىرفت در بازويش از زدن او اثرى مثل دستبند بر جاى مانده بود « 25 » . خداوند قنفذ را و كسى كه او را فرستاد لعنت كند . 4 بيعت اجبارى امير المؤمنين عليه السّلام على عليه السّلام ، از خانه تا مسجد ( 2 ) سپس على عليه السّلام را بردند و به شدت او را مىكشيدند ، تا آنكه نزد ابو بكر رسانيدند . و اين در حالى بود كه عمر بالاى سر ابو بكر با شمشير ايستاده بود ، و خالد بن وليد و
--> ( 24 ) در كتاب احتجاج چنين است : بر گردن او طناب سياهى انداختند ! ! و در « د » دستور حمله به خانه از قول عمر پس از به آتش كشيدن درب خانه ذكر شده است كه به قنفذ گفت : بر او حمله كن و او را بيرون بياور . ( 25 ) « د » : حضرت زهرا عليها السّلام آمد تا بين مردم و امير المؤمنين عليه السّلام مانع شود . قنفذ با تازيانهاش به او زد و بين در مورد فشار قرار گرفت و فرياد زد : « يا ابتاه ، يا رسول اللَّه » . و جنين كشته شده را سقط كرد ، و تازيانهء قنفذ در بازوى او مثل دستبند اثر كرد . در كتاب احتجاج عبارت چنين است : با تازيانه بر بازويش زد و اثر آن - بخاطر زدن قنفذ - در بازوى آن حضرت مثل دستبند باقى ماند . ابو بكر سراغ قنفذ فرستاد كه « فاطمه را بزن » ! قنفذ او را به طرف چهارچوب درب خانه كشانيد و سپس درب را فشار داد و استخوانى از پهلويش شكست و جنينى سقط كرد . در نتيجه دائما در بستر بود تا در اثر همان شهيد شد .